الشيخ محمد الصادقي الطهراني

17

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

و در پايان « حقايق » كه از چهارچوب لفظ بيرون بوده ، گرچه خودْ وحى و الهام ويژه‌اى است كه « تأويل » قرآن را دربردارد ، و همين تأويل هم بر خلاف آنچه گفته مىشود ، معنى بر خلاف ظاهر لفظ نيست ، بلكه به معنى « اولْ » و برگشت است ، كه برگشتى به حالت آغازينِ قرآن دارد ، كه بر مبناى مبداءِ حكمتِ عاليه صدور يافته ، و نيز برگشتن به حالت فعلى و بعدى كه پىآمد و نتيجه‌ى علمى و عملى آن است ، و همچنين مقصود از حروفِ رمزى قرآن كه از مقوله‌ى لغوى و كلامى بيرون است . ما اكنون در تشريح مختصر « فقه گويا » از نخستين مرحله‌ى شناخت قرآنى آن كه « عبارت » است ، سخن مىگوييم : « عبارتِ » قرآن به اندازه‌اى برخوردار از اتقانِ بيان و روشنايى است كه همچون خورشيد تمامى تاريكىها را روشن مىكند ، و محك و مدرك درستى و نادرستى احاديث و اقوال ديگر است ، چنان كه اين مطلب را مكرّراً پيامبر و ائمه عليهم السلام بيان فرموده‌اند . درست است كه آيات نغز قرآن خيلى پرمغز است ، و حتى بدست آوردن معناى نخستين آن هم نياز به تدبّر دارد ، ولى اين بدان معنى نيست كه اهمال يا اجمال و كوته‌بيانى داشته باشد ، بلكه گاهى با يك لغت چندين معنى را اراده كرده ، و با يك جمله جملاتى را قصد مىكند ، مثلًا كلمه‌ى « قُروء » كه در جمع « قُرء » است شامل هر دو معناىِ « حيض » و « طُهر » است ، و كلمه‌ى « مَثابه » كه داراى چهارده معنى است همگى آنها را دربردارد و مانند اينها . قرآن ، روزنامه و مجله نيست كه هرگز براى فهم معنانيش نيازى به تفكّر و بررسى نباشد ، بلكه با نغزگويى پُرمغزش جويندگان معانيش را به تفكّر و كاوش واداشته ، گرچه در معنى آغازينش نيز مكلّف را به آنچه در گام نخستين معرفت لازم است آشنا مىسازد . لغات قرآن مانند ساير لغات در گذشتِ زمان نشيب و فراز داشته و دارد ، ولى راه شايسته براى درك معنايش بررسى همان معناى زمان